۱۳۹۰ تیر ۱۴, سه‌شنبه

به مناسبت 18 تیر..! آقای خاتمی کاش یک ذره از غیرت همین احمدی نژاد رو تو هم داشتی !

هر سال 18 تیر که نزدیک میشه .. قلب ام درد میگیره ..یاد اون روزها که میافتم . نمیتونم جلوی اشک هام رو بگیرم
دلم میسوزه برای خودم و امثال خودم ! چطور به امید اینکه خاتمی رو پشت سرمون داریم ..برای دفاع از آزادی و دموکراسی آستین بالا زدیم .. همه بودیم .. همــه !! ولی .. ولی چی بگم که دلم از دستت خونه آقای خاتمی ! من و دوستام زندان رفتیم .. محروم از تحصیل شدیم .. شکنجه شدیم ولی هرروز به خودمون میگفتیم خاتمی ما رو نجات میده .. هممون رو آزاد میکنه .. آخه رئیس جمهوره مملکته .. آخه 20 میلیون رای و پشتیبان داره !! ولی چی شد ؟ هیچ وقت نمیبخشم ات آقای خاتمی .. هیچ وقت
کاش یه جو از غیرت موسوی و کروبی رو تو هم داشتی !!
اصلا کاش یک ذره از غیرت همین احمدینژاد رو داشتی .. باز این یارو وقتی اطرافیانش رو گرفتن .. قهر کرد !! تو اون رو هم نکردی !!!
آقای خاتمی .. فرق تو با کودتاچی ها چی هست ؟ هر2تاتون به رای مردم و خواست مردم پشت کردین !!
یادت باشه اگه هنوز هم اسمی ازت هست . به خاطر اینه که ملت ما چاره ای ندارن .. کس دیگه ای نیست فعلا وگرنه تو هم رفتنی هستی .. مطمئن باش !

۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

احمدی نژاد : هرچند در ورزش های گروهی هیچی نشدیم ولی در تجاوز گروهی یکی از مدعیان هستیم

احمدی نژاد در پیام کوتاهی ضمن تشکر از برادران بسیجی و متجاوزگر اعلام کرد که با تلاش های شبانه روزی دولت خدمتگزار روز به روز بر کیفیت و کمیت این کارهای گروهی اضافه میشود ..

۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه

روز مرد در ایران مبارک باشه ! اما کدام مرد ؟!

روز مرد ، روز ما نیست ،
روز اونایی هست که اصلا نمیدون فیس بوک چیه ، بالاترین چیه !
روز اونایی که عشق رو تو یه بغچه کوچیک شبا پشت دوچرخه شون خونه میارن !
اونایی که تو تنهایی گریه میکنن و غصه می خوردن که چرا نتونستن پیرهن نو واسه زنشون بخرن اما، هیچ وقت گدایی و دزدی نمیکنن !
روز اونایی که برای خرج تحصیل بچه هاشون خودشون رو به آب و آتیش میزنن !
روز مرد .. روز مجید توکلی ها . سهراب ها ، اشکان ها و هزاران مرد دیگه که یا کشته شدن یا در زندان اسیرند هست!
روز مرد ، روز موسوی و کروبی و امثال اونا ست که واقعا واژه ی "مرد" رو روسفید کردن !
روز مرد روز ما نیست !
روز مرد ، روز مادر سهراب ها و نداها هست که شاید زن باشن ولی مثل یک "مرد" هنوز هم سر تسلیم بر فشارهای این حکومت فرود نیاوردن ..
آره برادر من ، روز مرد ، روز ما نیست !
ما در مقابل اونا که اصلا مرد به حساب نمیاییم ..

۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

سخنی کوتاه با مخالفان شورای راه سبز امید

در مرود شورای راه سبز امید انتقاد های زیادی صورت گرفته که البته من خودم یکی از منتقدان هستم و در مواردی مثل اصل ولایت فقیه .. اصلاح طلبی و حتی تظاهرات "سکوت" و مسائلی اینچنینی  شدیدا با شورا مخالف هستم ولی بیایید انصاف رو هم رعایت کنیم و در مورادی هم اشکال رو در خودمون ببینیم !
در پی همین انتقادات لازم میدونم در چند مورد توضیحاتی رو به دوستان ارائه بدم:
1. اولین انتقاد در مرود این بود که چرا کسی اعضای این شورا رو نمیشناسه : باید عرض کنم که بسیاری از کسانی که در آخرین مصاحبه ی اردشیر ارجمند حضور داشتن که در "آمریکا" اجرا شده بود ،همونطور که همه از تو صفحه ی مونیتور دیدن ، خودشون اجازه ی عکس گرفتن به روزنامه نگارها و عکاس ها نمیدادن .. خب شما که در آمریکا هستین و فقط به خاطر اینکه ممکن است بعد از مدتی بخوایین تشریف بیارین ایران .. میترسین که از شما عکس گرفته بشه ولی انتظار دارین از کسایی که در ایران هستن (البته به گفته ی امیر ارجمند) اشامیشون رو اعلام کنن
2. دومین و مهم ترین موردی که میخواستم بحث کنم در ای مورد هست که خیلی ها از جمله خود من به نوع دعوت این شورا و راهپیمایی سکوت اعتراض داریم ولی من از شما دوستان فقط یک سوال دارم .. حالا که آقایان موسوی و کروبی در حبس خانگی هستن چه کسی یا گروهی یا حزبی توانایی بیه خیابون کشیدن مردم رو داره ؟ حالا به هر دلیلی یا سکوت یا فریاد ؟ گیرم که شورای راه سبز اصلا بایکوت بشه از طرف ما .. چه کسی یا گروهی رو میشناسین که اونقدر در داخل ایران ازش حمایت بشه که بتونه مردم رو به خیابون ها بکشه !؟ سلطنت طلب ها؟؟ کومونیست ها؟ یا زبونم لال مجاهدین ؟؟؟!!! یا ... هر حزبی که میخواد باشه !! کدومشون این قدرت رو دارن !؟
مشکل ما ایرانی ها این هست که فقط دوست داریم دیگران رو متهم کنیم و ترس و بی عرضه گی خودمون رو گردن این و اون بندازیم.. خب آقا و خانومی که به تظاهرات سکوت اعتقاد نداری ! من میام بیرون .. تو هم بیا اصلا 2 نفری شعار بدیم .. چرا میشینی خونه و فقط غر میزنی ؟ یا شما عزیزان خارج از کشور ، من اصلا دوست ندارم مثل خیلی ها بگم خارج نشین ها حق حرف زدن ندارن .. از قضا شما بیشترین کمک رو میتونین انجام بدین ولی نه با بستن تنها روزنه ی امید ما به اعتراض های خیابانی ! این فرهنگ غلط تا کی میخواد گریبان ما رو بگیره ؟ قدیم ها هرچی میشد ، هرکس هر کاری میکرد .. زود میگفتن کار آمریکا و انگلیسه .. الان هم هر اشتباهی که میکنیم زود و سریع میگیم کار ، کار اصلاح طلب ها و شورا هستش ! تا به کی ؟؟؟
به هر حال .. من که فردا میرم بیرون .. چه برای سکوت چه برای فریاد زدن .. هر کدوم امکان اش باشه من پایه هستم .. شما هم بهتره یکم بیشتر در این مورد فکر کنید

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

کمالوند : عزيز محمدي به من گفت 32 استان داريم و به غير از تبريز هر جاي ديگري كه خواستم مي‌توانم مربيگري كنم

دخالت بیشرمانه و غیرقابل توجیح فدراسیون فوتبال ایران در امور داخلی تیم ها !
جرمش آن بود که اسرار هویدا میکرد !
کمالوند خیلی خوب گفته بود که :
شاید تراکتور سازی تا همینجا هم که اومده زیادیه  و نباید بیشتر از این بالا بره تا آقاییون خوشحال بشن !

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

خرداد شد و وقتِ ادایِ قَسَمِ ماست ... موجیـــم که آسودگیِ ما عـــدَمِ ماست !

اگر امروز نتوانستیم از حق خود دفاع کنیم ..
بیاییم همه با هم وصیت کنیم که: بر سنگ مزارمان ، تاریخ نزنند
تا آیندگان ندانند که بی عرضگان این برهه از تاریخما بوده ایم !

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

دعوت از عموم مردم برای تظاهرات ، نه ببخشدید مراسم جشن و پایکوبی ! زمان : 22 خرداد ساعت 6-8 ، مکان : پیاده روها

خب به سلامتی مثل اینکه یکی از اعضای شورای هماهنگی راه سبزامید  داره ازدواج میکنه .. بدین وسیله ملت رو واسه مراسم عروسی خودش دعوت کرده
آخه خدا به انسان عقل داده که استفاده کنه .. نه اینکه بذاره رو تاقچه ی اتاقش خاک بخوره ... ساعت 6 تا 8 ؟؟؟؟ مگه عروسی دعوت میکنین ؟؟؟ آدم از اینهمه هوش و ذکاوت و سیاستمداری انگشت به دهن میمونه !!
راستی اینم بگم .. اگه دیر کنین .. غذا تموم میشه .. پس همه لطفا سر وقت بیان .. یه معذرت خواهی از مقام ولایت بکنیم و کتک بخوریم و برگردیم خونه !
باشد که ما رستگار شویم و باشد که آقایان بلاخره شاید بتونن از رهبر 2-3 تا صندلی تو مجلس بگیرن !

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

متن پيام تسليت حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي به مناسبت شهادت حضرت آیت الله بن لادن

بسم الله الرحمن الرحيم انالله و انااليه راجعون
با دريغ و افسوس فراوان خبر يافتيم كه عالم رباني، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير و قاتل بزرگوار حضرت آيت‌الله آقاي حاج شيخ بن لادن (قدس الله المنفجر نفسه الزكيه) دار فاني را انفجار گفته و به جوار رحمت حق پيوستند.
براي اينجانب و همه ارادتمندان و رهروان آن مرد ریش بزرگ اين مصيبتي سنگين و ضايعه‌ اي جبران ناپذير است.
ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شي. آن بزرگوار كه از برجستگان مراجع تقليد "هواپیما ربایی وبمب گذاری"  معاصر به شمار مي‌رفتند معلم بزرگ اخلاق و عرفان استشهادی و سرچشمه فيوضات معنوي اختفا بي پايان نيز بودند.
دل نوراني و پر از انفجار و مصفاي آن پارساي پرهيزگار آينه روشن و صيقل يافته تروریست اسلامی و كلام معطر او راهنماي انديشه و عمل رهجويان وصالحانو قاتلان بود. اينجانب تسليت صميمانه خود را به پيشگاه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه) به صورت کتبی‌ تقديم مي‌دارم و به حضرات علماي اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفيضان از نفس گرم و آتشین و انفجاری و به ويژه به خاندان مكرم واقازاده های بیشمار ايشان تسليت عرض مي‌كنم .
براي خود و ديگر داغداران از خداوند متعال درخواست پیدا شدن یک ساقی بهتر
و براي روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت مي‌كنم و برای جسم ایشان همجواری با کاپیتان اسپارو در اعماق دریا .
والسلام عليه و رحمه الله. سيد علي خامنه‌اي

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

طبق دفتر خاطرات مادرم .. اینجانب هنگام تولد :با صدایی خشمگین فریاد مرگ بر دیکتاتور را سر داده بودم

امروز داشتم با مامانم از دوران بچگیم صحبت میکردم  و مادرم داشت دفتر خاطراتش رو میخوند که یهورو به من کرد و  گفت :
تو وقتی که به دنیا اومدی به جای گریه کردن .. دستت رو مشت کردی و محکم داد زدی  "مرگ بر دیکتاتور"
آره  سد علی جون  .. اگه تو گفتی یا علی .. من هم گفتم مرگ بر دیکتاتور
بجنگ تا بجنگیم

۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

عیدی مادرم به من : نامه ی سال 78 من به مادرم از سلول زندان (فقط 17 سال داشتم)

چند سالی بو که مادرم رو نیده بودم ، امسال بعد از مدت ها تصمیم گرفتم که به ایران برم و عید رو پیش خانواده ام بگذرونم
 چند ساعتی از عید سال 90 گذشته بود که مادرم به من کاغذی داد و گفت که این رو بخو و ببین چه روزهایی رو با هم پشت سر گذاشتیم ..وقتی به کاغذ نگاه کردم .. جلوی اشک هام رو به زور گرفتم ... نا مه ای بود که من در نوجوانی از سلول زندانی که خدا رو شکر 3 ماه بیشتر نموندم برایش نوشته بودم... چه روزهایی بود .. من رو 6 روز بعد از 18 تیر بازداشت کردند و 24 مهر آزاد شدم ... یه آهنگ ترکی بود از "احمد کایا"   که خیلی دوسش داشتم . همش تو دلم این آهنگ رو میخوندم .. و این نامه رو با الهام از اون آهنگ نوشته بودم ... بچه بودم .. نمیفهمیدم که این نامه بیشتر حال مادرم رو خراب میکنه ...!
به امید روزی که هیچ زندانی سیاسی دردنیا نباشه ... باور کنین خلی سخته ..!
مادر عزیزم .. غمخوارم ..
اسباب بازی هایم کجا هستن ؟ .. توپ پلاستیکی قرمز رنگم ..؟ کیف مدرسه ام .. مداد نقاشی هایم کجا هستند؟
دیدی چه راحت و بی خبر کودکیم را دزدیند؟
اینجا دیوارها پنجره ای ندارند .. اینجا درها همیشه قفل هستند .. چه بگویم که بادبادک کاغذی ام به سیم خاردارهای آهنین  گیر کرده است ..
جوانی ام کجاست مادرم ؟... دیدی چه راحت جوانی ام را هم دزدیدند مادرم !؟
عجب امتحان سختیست زندگی  میان گرگ ها  ... کمکم کن مادرم ..  وسط یک گله گرگ گشنه گرفتار شده ام  ..
شادی هایم چه شد؟ یادم میاید  روزگاری نه چندان دور،  شاد بودیم ..   آکواریوم ام  کجاست؟ .. دلم برای ماهی های معصوم تنگ شده ... خسته ام از گرگ های دریده 
گلدان هایمان را شکستند .. گل هایشان  را پرپر کردند ...
کتاب هایم را بدون هیچ دلیلی آتش زدند ... چشم هایم را بسته اند و میگویند نگاه کن و ایمان بیاور !به چه چیزی ؟ چه کار کنم ؟ کمکم کن مادرم ! 
اینجا دیوار ها هم از صحبت با من میترسند  ... هیچ دری به رویم  باز نیست ... هیچ کس غمخوار نیست ... جوانی ام کجاست مادرم ... کودکی ام را میخواهم
دلم آغوشت را میخواهد ... دلم میخواست بیدارم میکردی و میگفتی : " خواب بد" دیدی عزیزم ..!!

۱۳۹۰ فروردین ۱۳, شنبه

دهه شصتی های زود بزرگ شده

برای ما دهه شصتی‏‏ ها هر دهه در هشت سال گذشت،
هشت سال جنگ،
هشت سال سازندگی،
هشت سال اصلاحات،
هشت سال افسوس.
چقدر زود پیر شدیم؟.

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

اندر احوالات امروز ایران زمین

خارجیه میره مسجد ، می بینه دارن کیک و ساندیس میدن ، میگه مگه اینجا نماز نمی خونن ؟ میگن اگه نماز میخوای برو دانشگاه تهران ، میگه مگه اونجا دانشجوها درس نمی خونن ؟ میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمندانه برو زندان اوین ، میگه
مگه اونجا دزدها و کلاهبردارا رو... زندونی نمیکنن ؟ میگن زکی !! پس مملکتو کی اداره کنه

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

دشمن دشمن من .. دوست من است !

از قدیم گفتن : دشمن دشمن من .. دوست من است !
چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم موسوی و کروبی دو رهبر جنبش در داخل ایران بودند ( نمونه اش فراخوانشان برای 25 بهمن که بار دیگر جان تازه ای به جنبش داد) .. حال این دو عزیز در بازداشت این مزدوران قرار دارند و باید جای خالی این دو نفر هرچه سریعتر پر شود
نظر به اینکه جنبش سبز متغلق به همه ی ایرانی ها از هر گروه و قومی هست پس باید تا دیر نشده کاری برای ادامه ی جنبش انجام داد
امروز روی سخن من با نماینده های تمام گروه های سیاسی خارج و  داخل  کشور هست .. تمام کسانی که در این 2 سال خود را عضوی از جنبش سبز و آزادی خواهی ایران میدانستند ... آقایان اکنون وقت ثابت کردن گفته هایتان هست !
مگر همه ی شما نمیگفتید که فقط دموکراسی میخواهید و انتخابات آزاد ؟ پس همه ی شما یک مورد مشترک دارید آن هم رفتن این نظام و آمدن یک نظام دموکراتیک به جای آن .. دشمن دشمن من .. دوست من است ! آیا این را باور دارید یا نه ؟
اکنون وقت آن است که با همتاهای خود از دیگر گروه ها یک جا نشسته و جلوی دوربین تلوزیون .. رو در روی ملت ایران اتحاد خود را اعلام کنید و شورای رهبری جنبش سبز را تشکیل دهید .. در آن صورت باور کنید با دادن یک فراخوان ملت به شما جواب مثبت خواهند داد 
مثلا چه میشود اگر نماینده ی آقای موسوی و کروبی با رهبران و نماینده های دیگر گروه ها در یک برنامه ی تلوزیونی تاریخی کنار هم بنشینید و تا رفتن این حکومت دست دوستی و اتحاد به همدیگر بدهید ! بعد ازرفتن این حکومت با یک انتخابات آزاد خواست ملت هم معلوم میشود ...
به خدا ما خسته ایم از هر نوع گروه و تفکر سیاسی.
ما  فقط و فقط آزادی میخواهیم و بس ! بیایید کاری کنید که در تاریخ برای همیشه از شما به عنوان اولی کسانی یاد شود که اتحاد را برای ایران به ارمغان آوردید 
به امید ایرانی متحد و آزاد

نقص هایی در جنبش سبز که باید برطرف شود !

این چیزی من دارم مینویسم شاید به مزاج بعضی ها خوش نیاد .. ولی حقیقت هایی هست که باید گفته بشه 
ما برای پیروز شدن اول از همه باید نقص های جنبش سبز رو برطرف کنیم ، بعد از اون به نقاط ضعیف این حکومت نگاه کنیم
جنبش سبز ما ، نقص های زیادی داره از مدیریت گرفته تا تظاهر کننده ! تو این نوشته میخوام به نقص های جنبش  اشاره کنم و با کمک شما راه حلی برای این نقص ها پیدا کنیم :
1. نقص در مدیریت و رهبری در جنبش : اینکه هر گروه و هر نوع تفکری در این جنبش هست ..یک امر خیلی خوبیه 
قبل از دستگیری موسوی و کروبی تقریبا میشه گفت که رهبری دست این 2 بود ولی حالا چی؟ این که بگیم جنبش ما نیازی به رهبر نداره حرف درستی نیست .. هر گروهی احتیاج به لیدر داره .. حتی شما اگه بهترین بازیکن های فوتبال رو کنار هم بذارین ، باز هم نیاز به سرمربی دارن که هماهنگشون کنه ! جنبش سبز از الان نیاز به یک گروه کاملا مشخص داره که ملت هم بدونن چه کسانی جای موسوی و کروبی رو میگیرن !
نمونه اش همین طرح سه شنبه های اعتراضی هست که با نظر دوستان به اجراء در اومد ولی  به نظر من و خیلی های دیگه هر بار 1 هفته به حکومت وقت دادن چیزی مثل خودکشی برای جنبش خواهد بود
2.عدم رسیدن به یک شعار واحد ( به صورت رسمی ) .. همین باعث میشه که هر روز اینجا بحث سر این هست که شعارها تند شود یا نه ... باور کنین همین چندگانگی در مردم هم به وجود میاد و باعث میشه خود ملت هم کلافه باشن .. بیایین برای یک بار همه با هم یک جا متحد بشیم و بر طبق خواسته ها و توانایی های ملت یک شعار واحد رو انتخاب کنیم  ( مثلا یا اصلاحات بخواهیم و یا رفتن کل نظام را)
3. ناتوانی ما از بوجود آوردن و هماهنگ کردن هسته های اولیه تظاهرات : در این مورد من واقعا نمیدونم یک دفعه چی شد که اینطوری شد .. 2 سال قبل هم هم خشونت بود هم متفرق کردن مردم بود .. پس چطور شکل میگرفت ؟ نمیدونم !
4.عدم استفاده از شعار های اقتصادی : که به نظر من این نکته جزو بزرگترین ایراد های جنبش در این 2 سال بوده !
5. عدم کارشناسی شدن مسیر های تظاهرات به خصوص در تهران : این رو دوستان در تهران بهتر از من میدونن که مسیر امام حسین تا آزادی یکی از سخت ترین مکان ها برای تجمعات هست 
6. عدم رساندن جنبش بعد از 2 سال به حدی که بشود دست به اعتصاب سراسری زد : که در این مورد هم نمیتونم نظری بدم !
و ده ها مشکل کوچیک و بزرگ دیگه  ! اگه شما چیزی به نظرتون میاد .. خوشحال میشم که نظر بدین و با یک همفکری مشکلات رو از سر راهمون برداریم
به امید ایرانی آزاد

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

آیا واقعا باید تا هفته ی بعد صبر کرد ؟

امروز همه سنگ تمام گذاشتن .. دست تک تکتون رو میبوسم چه کسایی که پا به پای ما  اومدن  و مبارزه کردن و چه کسایی که با دعاهاشون پشت و پناه ما بودن ولی مگر قرار نبود قیامت درست کنیم؟
نه میر حسین آزاد شد و نه خامنه ای رفت 
فقط و فقط باید این 10 روز رو برای کودتاچی ها جهنم کنیم تا هم نیروهای خسته و فرسودشون به چهارشنبه سوری برسه که ضربه ی آخر رو بزنیم  وهم تا اون موقع اگه استقامت داشته باشیم .. درون خودشون کلی ریزش به وجود میاد
باید ادامه بدیم ... حالا نمیدونم چطوری .. با فراخوان .. با کمک دانشجوها .. با کمک بازاریان و یا هر کس دیگه .. باید این 10 روز رو بیاییم بیرون .. یادمون باشه که موسوی هنوز در زندانه !

۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

اخبار صبحگاهی سال بعد : امروز ده اسفند 1390 مصادف با پیروزی جنبش سبز در آخرین روزهای سال هشتاد و نه

مردی اگرت هست ، کنون وقت نبرد است

رهبرانمان را آزاد می کنیم همانطور که پدرانمان خرمشهر را ازاد کردند

سلام بر استواری و ایستادگی موسوی سلام بر بانوی سبز و همراه مادران شهید و زندانی
سلام بر شیخ ما که شجاعت و صراحتش در تاریخ ما خواهد ماند سلام به هسر هوشیار او و
امروز سلام به زندان حشمتیه . رهبرانمان را آزاد می کنیم همانطور که پدرانمان خرمشهر را ازاد کردند

سایت کلمه : میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند.
طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است.
پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیتها و نحوه‌ی حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانه‌زنی‌ها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر، با پاسخ‌های مبهم و متناقض روبه‌رو شده بودند، و امکان هیچ‌گونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغ‌های خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با  خانواده‌ی موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این  بی‌خبری و نیز مسئولیت‌ناپذیری مقامات در پاسخگویی، به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود.
از سوی دیگر، سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که می‌گفت: نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده‌اند.
در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، آنچه مشخص شده، این است است که: نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

ما اهل کوفه نیستیم ... حسین تنها بماند

میرحسین عزیز ..
کاری ندارم که بعد از پیروزی ،  گیزینه ی مناسبی برای  ایران هستی یا نه 
کاری نداریم که رهبر جنبش هستی یا همراه جنبش 
هر کسی هرچه میخواهد بگوید .. فرقی نمیکند
فقط دهم اسفند میایم تا ثابت کنم اگر کسی پای عهد و پیمانش با من بماند .. من هم به هیچ عنوان تنهایش نخواهم گذاشت

مردی که واژه ی "مرد" رو روسفید کرد ... نماهنگی برای موسوی عزیز






حصرت را میشکنیم  چون که:
ما یه نسلیم که از اصلمون نیافتادیم ، یه بغضه شکسته ایم و یه حنجره فریادیم
یه صورت سیلی خورده ایم و یه کفن دردیم... تو هر شکل و لباسی .. زنیم یا مردیم
 هیچ وقت نجابت و مردانه گیت را فراموش نکرده و نخواهیم کرد 
............................ ما هل کوفه نیستیم ، حسین تنها بماند

لزوم استفاده از شعار های اقتصادی در تظاهرات

روزی که حکومت یارانه ها رو قطع کرد ، شاید خیلی از ما فکر میکردیم که موج جدیدی از اعتراضات رو در پی خودش داشته باشه ولی اینطور نشد.
با اینکه همه جا ملت از دست این حکومت شاکی هستن و تو تاکسی ، اتوبوس و خیلی جاهای دیگه فقط فحشه که نثار این حکومت میکنن ولی جنبش سبز بعد از 2 سال هنوز نتونسته خودش رو آنچنان که باید به قشر متوسط و ضعیف جامعه وصل کنه
هنوز هم بدنه ی اصلی تظاهرات خیابانی رو دانشجوها و قشر روشنفکر تشکیل میده در صورتی که باید قبول کنیم این دو قشر دیگه توان دادن هزینه رو ندارن و آنچه که از دستشون بر میامده رو تو این 2 سال انجام دادن  و دیگه نمیشه از این دو قشر انتظار بیشتر داشت
ولی فقط با کمی هوشیاری میتونیم کاری کنیم که تمام جامعه به قول معروف از لاک خودش بیرون بیاد و به جنبش به صورت فعال متصل بشه
به نظر من برداشته شدن یارانه ها در زمانی که درون مملکت موج اعتراضی وجود داره یک اشتباه بزرگ از طرف حکومت بود که ما با بیخیالی از کنار اون رد شدیم ولی
  حالا که نزدیک عید هستیم و یارانه ها هم که برداشته شده و قیمت ها سر به فلک کشیده .. بهترین فرصت هست که با طرح چند شعار اقتصادی یه خون تازه به رگ های جنبش اضافه کنیم
نمونه شعار اقتصادی که من تنها تا به حال این رو شنیدم :
سیصد تومن نون بربری .. لعنت به بیت رهبری

وقتی قرار است به جرم ضد انقلاب و یا منافق محاکمه بشویم .. چرا لااقل حرف دلمان را نزنیم؟

اینروزها بیشتر همراهان جنبش سبز و به خصوص اصلاح طلبان در بیانیه ها و نوشته های خودشان از رادیکالی شدن و بالا رفتن سطح توقعات مردم سخن میگویند و نگران این شده اند که مبادا شعاری بر ضد نظام داده شود !
من نمیدونم این آقایون اصلا در تظاهرات حضور دارن یا نه ! 
وقتی پامون رو به قصد اعتراض بیرون میذاریم دیگه باید خیلی چیزها رو به جون بخریم 
کشته شدن ... اسیر شدن .. شکنجه شدن  و ... از همه مهمتر اینکه در صورت دستگیری حالا هر شعاری که داده باشیم به جرم منافق ، ضد انقلاب  قرار است که محاکمه بشیم .. خب چه بهتر که لااقل حرف دلمون رو بزنیم و شعاری رو که میخواییم بدیم ..



وزیر اطلاعات :موسوی میخواهد دین را کنار بگذارد

این یارو وزیر اطلاعات داره از موسوی تعریف میکنه
میگه موسوی میخواد دین رو بذاره کنار … محبوبیت موسوی بیشتر شد
دمش گرم

کشته ندادیم که سازش کنیم .. رهبر قاتل رو ستایش کنیم

آقای خامنه ای این شعار یادت هست ؟!! بدان که هنوز پای حرفمان هستیم و تا آخرین قطره ی خون راه شهدایمان را ادامه میدهیم
یا هممون کشته میشم و با افتخار پیش ندا ها و سهراب ها میرویم …  یا به پاسداشت خون یارانمان ایران را آزاد میکنیم
حالا میخوای میرحسین و کروبی رو بازداشت کن یا نکن راستش رو بخوای
فرقی به حال ما نمیکنه

خامنه ای بعد از ده اسفند : صدای “خرید عید” شما را شنیدم … پدر سوخته ها مگه چند بار میرن خرید عید ؟

این آمریکا و انگلیس اونقدر به ملت پول دادن که با این وضع اقتصادی  همش میرن خرید عید !